سرقت های اعضای یک باند مسلح، که به خانه های پایتخت دستبرد می زدند، پس از دو سال با افشاگری های کودکی ۶ ساله در مهدکودک پایان یافت.
همشهری آنلاین- حوادث: از ابتدای سال ۱۴۰۳، گزارش دستبردهای سریالی به خانه های پایتخت، روی میز کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. گزارشهای سرقت سریالی منازل، حکایت از فعالیت یک باند ۴ نفره داشت که با شگردی خاص و حرفه ای عمل میکردند. آنها با خودروهایی که پلاکشان بهطرز ماهرانهای مخدوش شده بود، خود را به محل سرقت میرساندند. اعضای این باند، همگی نقاب داشتند و ردپایی از خود باقی نمیگذاشتند؛ به همین دلیل، شناساییشان برای پلیس به معمایی دشوار تبدیل شده بود. اعضای این باند حرفه ای با مهارت خاص و اغلب با شاه کلید و یا شکستن قفل وارد خانه ها می شدند و سپس طلا، دلار، سکه و هر چه که ارزش بالا و حجم کمی داشت را به سرقت می بردند.
تیراندازیهای هولناک
اما ورق زمانی برگشت که در دو حادثه جداگانه، سارقان با صاحبخانهها روبهرو شدند. در مورد اول، زنی سرزده به خانه بازگشت و در مورد دوم، مردی با سارقان چشمدرچشم شد. دزدان که به نظر می رسید پس از ورود به خانه نقابشان را کنار می زدند، پس از مواجه با مالباختگان، برای فرار دست به اسلحه بردند و با تیراندازی، گریختند. خوشبختانه این تیراندازیها با زندهماندن مالباختگان به خیر گذشت و بخت با آنها یار بود که تیرها خطا رفتند. همین دو مورد و حضور ناگهانی مالباخته ها سر بزنگاه باعث شد چهرهنگاری دقیقی از سارقان حرفه ای انجام شود.
چهره نگاری و راز باند فامیلی
پس از آنکه چهره دو نفر از سارقان توسط مالباخته ها شناسایی و چهره نگاری انجام شد، پلیس به سراغ بانک اطلاعات مجرمان سابقه دار رفت و به حقایق تازه ای دست یافت. پلیس متوجه شد این باند ۴ نفره، با هم رابطه فامیلی دارند و سابقهدار هستند. آنها اهل پایتخت نبودند و در یکی از شهرهای غربی کشور زندگی می کردند و پیش از این بارها به جرم سرقت منزل به زندان رفته بودند.
فرار
با سرنخ های به دست آمده، کارآگاهان راهی زادگاه مجرمان تحت تعقیب شدند اما پس از ماجرای تیراندازی و شناسایی چهره هایشان از سوی مالباخته ها، ترسیده و اقدام به فرار کرده بودند. در این شرایط کار پلیس سخت تر شد تا اینکه یک اتفاق عجیب، همه چیز را تغییر داد.
افشاگری ۶ ساله در مهدکودک
در حالی که عملیات برای بازداشت متهمان به بنبست رسیده بود، پسر ۶ ساله سردسته باند که در شهر محل اقامتشان به مهدکودک میرفت، در حین بازی با مربیاش با هیجان تعریف کرد: «بابای من دزده و یک اسلحه هم در خانه نگه می دارد» مربی مهد ابتدا تصور کرد که اینها تخیلات کودکانه است، اما با اصرار کودک و جزئیاتی که از سفرهای شبانه پدرش به تهران و بازگشت با پولهای زیاد میگفت، ماجرا را جدی گرفت و بلافاصله پلیس را در جریان گذاشت. با گزارش مربی، مخفیگاه سردسته باند محاصره و او دستگیر شد. با اطلاعاتی که او در اختیار پلیس قرار داد، ۳ همدست دیگرش نیز دستگیر شدند و به سرقت های سریالی از خانه ها اعتراف کردند. به این ترتیب فرار ۲ ساله این باند مخوف، پایان یافت.
سارقان در دام راهزنان جاده
سرکرده باند مردی حدودا ۴۰ ساله است. او فکرش را نمی کرد که بالاخره بعد از ۲ سال گیر بیفتد. او می گوید که برای محافظت از خودشان، اسلحه حمل می کردند نه برای آدمکشی.
از کی تصمیم گرفتی باند سرقت تشکیل بدهی؟
ابتدای سال ۱۴۰۳ بود که بعد از حدود ۴ سال و نیم از زندان آزاد شدم. به محض آزادی باند را تشکیل دادم و سرقت هایمان را از سر گرفتیم.
با همدستانت، نسبت فامیلی داری؟
بله، ما فامیلیم. پسر عمو و پسرعمه. ارث ما سرقت از منزل است چون اکثر فامیلهایمان از شهرستان به تهران می آمدند و بعد از سرقت دوباره به شهرستان برمی گشتند.
سناریوی شما هم به همین شکل بود؟
دقیقا به همین شکل بود. برای سرقت به پایتخت سفر می کردیم. همیشه یک ماه کار میکردیم، بعد میرفتیم شهرمان، پولها را خرج میکردیم و صبر میکردیم تا آبها از آسیاب بیفتد. فکر میکردیم پلیس تهران نمیتواند ما را در آنجا پیدا کند.
فقط سرقت منزل انجام داده اید؟
تخصص ما باز کردن قفل های در با شاه کلید یا کارت بود و سپس خالی کردن خانه.
پس چرا مسلح بودید و در دو مورد اقدام به تیراندازی کردید. میدانید ممکن بود کسی را بکشید؟
ما نمیخواستیم کسی آسیب ببیند. آن تیراندازیها فقط برای باز کردن راه فرار بود. زن و مرد مالباخته سرزده رسیدند و ما شوکه شدیم. فقط شلیک کردیم که بترسند و سکوت کنند. خدا به ما و آنها رحم کرد که گلولهها به کسی نخورد.
چرا اسلحه با خود حمل میکردید؟
ما ابتدا مسلح نبودیم. اما یکبار، خودمان خفت شدیم و در دام دزدان گرفتار شدیم. در حال بازگشت به شهرمان بودیم که راهزنان جاده ای به ما حمله کردند و تمام اموالی که دزدیده بودیم را از ما گرفتند. آن روز فهمیدیم اگر اسلحه نداشته باشیم، در این کار امنیت نداریم. برای همین مجبور شدیم تهیه کنیم.
چند مرتبه به زندان رفته ای؟
بیش از ۵ یا ۶ مرتبه. هر بار هم دو تا ۵ سال زندان بودم اما در نهایت، پسر ۶ ساله ام، امپراتور را لو داد.
پسر کوچکت چطور متوجه راز سرقت هایت شد؟
بغضش را قورت میدهد و می گوید: وقتی مالباخته ها سر بزنگاه رسیدند و لو رفتیم، تصمیم گرفتیم در شهر دیگری مخفی شویم تا یک مدت از هم خبر نگیریم و به تهران هم نرویم.
من تمام این مدت سعی کرده بودم این کارها را از خانوادهام دور نگه دارم اما پسرم باهوش تر از این حرفها بوده و احتمالا صحبت هایم با دوستانم را شنیده و اسلحه را هم در اتاقم دیده است.
کد خبر 1071006
-
بلاگر حاشیهساز مجازی متوقف شد + توضیح پلیس
-
کشف کالسکههای میلیاردی در تهران + عکس
-
عروس سیاه بختی که از پای چوبه دار برگشت
-
قتل همسر سابق با شلیک گلوله
-
نیمکتهای خالی؛ خانوادههای داغدار | گفتوگوی خبرنگار اعزامی همشهری به میناب با خانواده شهدای دانشآموز
-
جوان نخبه عامل مرگ ۳نفر در تصادف عمدی
-
راز قاتلی با کلاه گیس | متهم با کلاهگیس و تغییر چهره، رفیق قدیمیاش را به قتل رساند و راهی کمپ شد
-
محسن نامجو: به کنسرت من بیایید با اردنگی پرتتان میکنم بیرون | هیچ براندازی حق ندارد وارد سالن شود | اینجا بهشت است همه برگردید
-
چراغ سبز ترامپ در راهروهای سازمان ملل | آیا پزشکیان و ترامپ روبهرو میشوند؟
-
ایران خودرو قیمت چهار محصول را از ۷۸۰ میلیون تا ۱/۲ میلیارد تومان افزایش داد
-
به ما اجازه ندادند وگرنه من و محسن تنابنده برای ادامه پایتخت قصه زیاد داریم
-
تهدید مدافع استقلال توسط کنعانی؛ نمیگذارم پایت را در تیم ملی بگذاری | پاسخ فوری قلعهنویی + عکس
-
ویتکاف: مذاکره با ایرانیها موفق بود | ترامپ: با شتاب زیادی سمت توافق میرویم
-
مادر بهاره رهنما: من انحنای ستون فقرات دارم و فقط یک دلیل برای بازی در سریال مهران مدیری داشتم
-
چراغ سبز ترامپ در راهروهای سازمان ملل | آیا پزشکیان و ترامپ روبهرو میشوند؟
-
تصاویری از عراقچی، زلنسکی و ترامپ و ملانیا! گردهمایی سران جهان در مجمع عمومی سازمان ملل | تصاویر
-
محسن نامجو: به کنسرت من بیایید با اردنگی پرتتان میکنم بیرون | هیچ براندازی حق ندارد وارد سالن شود | اینجا بهشت است همه برگردید
-
«ملیجک» ناصرالدینشاه ۳۵ سال بعد از مرگ شاه قاجار + عکس
-
مادر بهاره رهنما: من انحنای ستون فقرات دارم و فقط یک دلیل برای بازی در سریال مهران مدیری داشتم
-
هشدار مکرون به آمریکا: ایران را بمباران نکنید
-
پرسپولیس پشیمان شد؛ بازیکنمان را نیمفصل برگردانید خودمان مشتری هستیم
-
عکسهایی که پزشکیان در سازمان ملل به مقامات کشورها نشان داد | ببینید
-
وقوع انفجارهای شدید در پایتخت عربستان
-
تهدید مدافع استقلال توسط کنعانی؛ نمیگذارم پایت را در تیم ملی بگذاری | پاسخ فوری قلعهنویی + عکس
-
تصادف، راز دزدان مسلح را فاش کرد | هجوم شبانه سارقان مسلح به خانه های پایتخت
-
اشتباه سردسته باند سرقت آنها را گرفتار کرد | سردسته سارقان: میخواستیم تا پولدار شدن بدزدیم
-
نقشه ۲ پسرعمو برای سرقت از یک طلافروشی نافرجام باقی ماند | تیراندازی دزدان مسلح در محاصره مردم
-
عجیب ترین سرقت های تهران از ساعت ۳ تا ۵ بامداد | کارآگاه بازی زن همسایه سارقان حرفه ای را لو داد
-
قاتل اتهام را به گردن یک مرده انداخت | پایان 4 سال فرار عامل شهادت مأمور کلانتری گاندی
-
تغییر شغل عجیب سارقان بانک | اعضای باند گردنبند قاپی در پایتخت دستگیر شدند
-
تصادف، سارقان زورگیر را گیر انداخت | همدستی نوجوان ۱۷ ساله افغان با جوان ایرانی برای سرقت های سریالی
-
پلیسبازی همسایهها دزدها را به دام انداخت | نقشه کشیدن اهالی یک محله برای دستگیری سارقان | حمله گروهی به دزدها و دستگیری سرکرده باند!
-
اولین مصاحبه با اعضای باند وحشت تهران | با پولهای سرقتی خوشگذرانی کردیم | خانوادههایمان با دیدن فیلمها به سارقان فحش میدادند
-
یک مرد عراقی در باند سرقت ایرانی | سرقت فرشهای نفیس در شمال تهران | سرقت فرش ۵ میلیارد تومانی شناسنامهدار | گفتگوی خواندنی با سرکرده باند