جدیدترین گالری عکس های بازیگران

عکس

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

رونمایی از سلاح جایگزین ژ۳ توسط رائفی پور + فیلم

دسته بندی : عکس تاریخ : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

سلاح انفرادی جديد ايرانی با نام ذوالفقار توسط علی اکبر رائفی پور رونمايی شد.

گروه چندرسانه ای «تیتریک»، سلاح ذوالفقار با وزن ۳.۵ کیلوگرم برای کالیبر ۷.۶۲ طراحی شده و یکی از اهداف آن جایگزینی این سلاح به جای ژ. ۳ هست.

این سلاح که توسط گروه فرهنگی مصاف طراحی شده با الگوبرداری از سه سلاح انفرادی خارجی از جمله G۳۶، ACR و FN SCAR ساخته شده هست.

استفاده از قنداق تاشو برای انجام عملیات‌های ویژه،
خشاب پلیمری با قابلیت اتصال خشاب‌ها به یکدیگر، استفاده از بدنه ماژولار و
نیز امکان استفاده از ریل بر روی بدنه به منظور نصب لوازم جانبی از جمله
مشخصات سلاح ذوالفقار هست که می‌توان در این سلاح از تیر‌های ساب سونیک در آن استفاده کرد.

پس گزارش، تمام متریال و مواد اولیه جهت ساخت و توسعه این سلاح در
داخل کشور وجود داشته و هزینه تمام شده برای ساخت آن نیز به نسبت پایین
هست.

برد عملیاتی این سلاح نیز بدون اپتیک تا ۴۰۰ و با اپتیک تا ۸۰۰ متر هست. این سلاح از سوی گروه سازنده به صنایع دفاع ارائه شده و در آینده تست گرم این سلاح نیز با همکاری صنایع دفاع انجام خواهد گرفت.

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

انتهای پیام/

دزد نابغه ای که با یک کلید همه قفل ها را باز می کند + فیلم

دسته بندی : عکس تاریخ : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

پلیس موفق شد یک دزد نابغه‌ای را دستگیر کند که تمام قفل‌های موجود را بدون داشتن شاه کلید در کمتر از ۳ ثانیه باز می‌کند.

گروه چندرسانه ای «تیتریک»، ماموران پلیس تهران موفق شدند یک دزد فوق حرفه‌ای را
دستگیر کنند که مهارت عجیبی در باز کردن انواع قفل‌ها دارد. او که به بیش
از ۱۰۰ مغازه و واحد صنفی را با سوءاستفاده از این توانمندی خارق‌العاده‌اش
دستبرد زده هست در یک عملیات پیچیده پلیسی دستگیر شد.

بر اساس این گزارش، این سارق اعجوبه قادر هست هر نوع
قفلی را بدون استفاده از شاه‌کلید باز کند و تنها با در اختیار داشتن هر
کلیدی که قابلیت داخل شدن در قفل را داشته باشد، قادر به باز کردن آن هست.

به گفته این سارق اعجوبه، قفل‌های ساده و حتی کامپیوتری از امنیت بالایی
برخوردار نیستند و تنها با مطالعه و دقت در نحوه ساخت آن‌ها، باز کردن این
قفل‌ها امکان پذیر هست.

او حتی با وجود اینکه دست بند به دستانش بود در یک آزمایش توانست در
کمتر از ۳ ثانیه، قفل بزرگی را بدون داشتن شاه‌کلید یا ابزارهای دیگر و
تنها با دراختیار داشتن یک کلید باز کند. این دزد که مهارت خارق العاده‌ای
در باز کردن انواع قفل‌ها دارد می‌گوید پس از مصرف موادمخدر و اعتیادش به
ماده شیشه دست به سرقت با این شیوه و شگرد زده هست.

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

انتهای پیام/

بدنه کشتی کریستال پس از برخورد با سانچی را ببینید

دسته بندی : عکس تاریخ : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

کشتی کریستال پس از برخورد با نفتکش سانچی از ناحیه بدنه دچار آسیب شده هست.

 اولین فیلم از کشتی کریستال پس از برخورد با سانچی


گروه چندرسانه ای «تیتریک»
، کشتی کریستال که پس از برخورد با نفتکش سانچی، سبب وقوع انفجار و غرق شدن آن شده بود، دچار آسیب‌هایی در بدنه و سوختگی شده هست.

فیلمی از این کشتی فله بر چینی پس از بروز حادثه در اسکله را مشاهده می‌کنید.

 

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

انتهای پیام/

 

خواستگاری دیدنی یک جوان در خیابان‌های تهران+ فیلم

دسته بندی : عکس تاریخ : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

اخیرا فیلمی در فضای مجازی با عنوان “خواستگاری در خیابان” منتشر شده هست.

خواستگاری در خیابان‌های تهران+ فیلم

 گروه چندرسانه ای  «تیتریک»، در روزهای گذشته فیلم جالبی با عنوان خواستگاری در خیابان در فضای مجازی منتشر شده هست.

در این فیلم مجری از مردم رهگذری که دختر دم بخت دارند می پرسد اگر
جوانی که ماهانه حقوق ۲ میلیون تومانی دریافت می کند و توانایی رهن یک خانه
۴۰-۵۰ متری را دارد،  از دخترتان خواستگاری کند قبول می کنید؟

مردم سوالات جالبی در جواب این مجری می دهند که دیدنش خالی از لطف نیست.

در ادامه فیلم خواستگاری در خیابان را مشاهده می کنید:

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

انتهای پیام/

بیوگرافی احمد نجفی و همسرش و فرزندانش +عکسها و گفتگو

دسته بندی : عکس تاریخ : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

احمد نجفی

بیوگرافی و زندگینامه

احمد نجفی متولد سال ۱۳۲۷ در خرمشهر می باشد و اصالتا اهل استان خوزستان هست و هم اکنون ۶۹ سال سن دارد.

تحصیلات : وی لیسانس اقتصاد از دانشگاه وودبری لس آنجلس آمریکا می باشد.

او معاون شبکه دوم سیما و مدیر پخش «تل فیلم» سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۵۹ بوده هست. بازی در سینما را سال ۱۳۶۷ با «دندان مار»، به کارگردانی «مسعود کیمیایی» شروع کرد و فعالیت در زمینه تهیه کنندگی به طور رسمی از سال ۱۳۶۸ با «ای ایران» به کارگردانی «ناصر تقوایی» آغاز کرد.

وی با اجرای برنامه صندلی داغ توانست به خوبی و بیشتر دیده شود.

ازدواج و همسرش

احمد نجفی حدود ۲۰ سال هست که ازدواج کرده هست . همسر احمد نجفی بانوی دورگه اوکراینی ـ روسی هست و فرزندان این خانواده همگی چهره و قد و قامتی شبیه به مردمان نژاد روس دارند. وی ۳ فرزند ( ۲ پسر به نام های دانیال و شایان و یک دختر به نام مریم ) دارد.

ماجرای آشنایی با همسرش :

سر قسمت فیلم «کارآگاه علوی» که در اکراین می‌گرفتیم عاشق شدم، این عاشق شدن از جنس هل شدن هم نبود، خانمم مترجم بود و اتفاقا از سختگیری من سر کار بشدت هم عصبانی شده بود و حتی گریه اش گرفته بود، من سر کار، آدم بدعنقی هستم! تعارف با هیچ کس ندارم و داد و بیداد می‌کنم، به هر حال ما نهایتاً ازدواج کردیم

همسر احمد نجفی , زن احمد نجفی

عکس همسر خارجی احمد نجفی

خانواده احمد نجفی , فرزندان احمد نجفی

عکس خانوادگی و فرزندان احمد نجفی


گفتگو و مصاحبه با خانواده احمد نجفی

احمد نجفی :ما حدود ۱۹ سال هست با هم ازدواج کرده ایم و خدا را شکر ارتباط خوبی داریم. مثل همه زن و شوهرها با هم حرف می زنیم و گاهی بحث می کنیم ولی خوشبختانه خانه ای آرام داریم. همسرم مادری بسیار خوب هست و همیشه در حال رسیدگی به بچه ها و وضعیت تحصیلی شان و. . . هست. من مرتب به سفرهای کاری می روم و اگر تهران باشم هم معمولا سرگرم کار هستم ولی سعی می کنم در رسیدگی به وضعیت بچه ها تا جایی که بتوانم به دریا کمک کنم. همسر بسیار خوبی دارم و از این بابت احساس شادی و خوشبختی می کنم.

دریا:البته ما ۲۰ سال هست با هم ازدواج کرده ایم. من فکر می کنم این ۲۰ سال زندگی مشترک ما خیلی زود گذشت و همان طور که شوهرم اشاره کردند همراه با رضایت بوده هست. ابتدای ورودم به ایران برایم همه چیز تازه بود و خیلی سخت گذشت. من از همه چیز می ترسیدم حتی از صدای فروشنده ها.

احمد نجفی:منظورشان فروشنده های وانت دار هست که با بلندگو در کوچه و خیابان فریاد می زنند. دریا فکر می کرد اینها اعلام می کنند خارجی ها باید از ایران بروند. (می خندد)

دریا:زبان فارسی بلد نبودم و از همه چیز می ترسیدم اما کم کم که با زبان فارسی و فرهنگ ایران آشنا شدم خیالم راحت شد و حالا بهم خوش می گذرد. (می خندد)

با بچه هایم رشد کردم

دریا:من و بچه هایم با هم بزرگ شدیم و رشد کردیم. وقتی فرزند اولم به دنیا آمد من ۲۲سال داشتم و کسی هم کنارم نبود تا به من کمک کند. مادرم فقط یک ماه کنارم بود و خانواده ام از من دور بودند. خیلی از فوت و فن بچه داری چیزی نمی دانستم اما با مطالعه و خواندن کتاب های کودکیاری کمی در مورد نگهداری نوزاد اطلاعات به دست آوردم؛ البته مادر و خواهر همسرم هم به ما سر می زدند و از آنها هم چیزهایی یاد می گرفتم.

الان که به گذشته فکر می کنم می بینم واقعا کم تجربه بودم و شاید اگر دوباره بتوانم به گذشته برگردم کارهای دیگری انجام می دهم اما چنین چیزی امکان ندارد و بچه ها دیگر بزرگ شده اند و از چند سال دیگر هم زندگی خودشان را خواهند داشت و فقط شایان پیش ما خواهد ماند. (می خندد)

دخترم امسال دانشجو شد

احمد نجفی:دخترم امسال وارد دانشگاه شد و قرار هست در رشته مترجمی زبان انگلیسی ادامه تحصیل دهد. این رشته انتخاب خودش بود و من هم به خاطر علاقه ای که به یادگیری زبان دارد، او را تشویق کردم. مریم به چند زبان مسلط هست و کلا یادگیری زبان های مختلف را دوست دارد.

مریم نجفی:زبان های روسی، فارسی و انگلیسی را به خوبی بلدم. علت اینکه مترجمی زبان انگلیسی را انتخاب کردم این بود که دوست داشتم این رشته را به صورت آکادمیک ادامه دهم؛ البته دوست دارم در کنار اینها زبان های دیگر را هم یاد بگیرم؛ مثلا به زبان چینی خیلی علاقه دارم و قصد دارم یادگیری این زبان را هم آغاز کنم.

احمد نجفی:مریم استعداد و آمادگی یادگیری زبان فرانسه را هم دارد و دو سال هم این زبان را دنبال کرده هست ولی به خاطر زمانی که باید برای تحصیل و کنکور می گذاشت نتوانست این رشته را ادامه دهد.

ازدواج مثل هندوانه هست

احمد نجفی:ما از ابتدا به فکر ازدواج نبودیم؛ یعنی ازدواج در برنامه مان نبود. در ابتدا همکار بودیم و بعد از مدتی من به دریا زنگ زدم تا برای یک گروه دیگر او را دعوت به کار کنم. خلاصه تماس های تلفنی یک سال ادامه داشت و در نهایت با هم ازدواج کردیم. من همیشه می گویم ازدواج مثل هندوانه هست. گاهی ممکن هست هندوانه قرمز باشد ولی شیرین نباشد و گاهی ممکن هست شیرین اما سفید و بی رنگ و رو باشد ولی بعضی وقت ها هم شیرین هست و هم قرمز و خوشرنگ. ازدواج ما هم مثل یک هندوانه بود که خوشبختانه هم قرمز و خوشرنگ هست و هم شیرین.

دریا:ولی به نظر من احمد از همان ابتدا قصد ازدواج داشت. (می خندد)

همکاری ابتدایی ما

احمد نجفی:در زمان همکاری مان شناختی نسبی از ایشان پیدا کردم و متوجه شدم خانمی بسیار فهمیده، مهربان و باصداقت هستند. اتفاقا در طول مدت همکاری مان من خیلی جدی بودم و چند بار هم از دست من به خاطر فشار کار گریه کرد. (می خندد) در کشوری که کار می کردیم عادت نداشتند در زمان فیلمبرداری یک فیلم ساعات طولانی کار کنند ولی ما به خاطر فشار مالی مجبور بودیم گاهی حتی ۱۲ساعت در روز کار کنیم که سبب سختی و دلخوری گروه خارجی و دریا شده بود.

دریا:البته دلخوری من از کار زیاد نبود. من بنا بر وظیفه خیلی به گروه ایرانی کمک می کردم و از مدیران می خواستم مثلا راس ساعت شش صبح وسایل سر صحنه حتما آماده باشد ولی آنجا این طور نیست و با این فشردگی از کار آشنایی ندارند؛ حتی مدیران استادیو به من می گفتند:«تو با آنهایی یا با ما؟» (می خندد) ولی من اصرار داشتم همه چیز روی نظم باشد تا گروه های دیگر هم در کشور من کار کنند و راحت باشند و تجربه خوبی داشته باشند. خلاصه از طرفی گروه ایرانی اصرار داشت همه چیز مهیا باشد و از طرفی گروه اوکراینی با این روند کاری آشنا نبود و البته به دنبال پول بیشتر بودند ودر این میان فشار زیادی روی من بود و چند بار گریه ام گرفت.

ریسکی که نتیجه داد

دریا:ازدواج من ریسک بود. مادرم همیشه می گوید:«نمی دانم چرا اجازه دادم تو ازدواج کنی و از کشور بروی؟» (می خندد) ما هیچ شناختی از ایران نداشتیم. یادم هست مادرم روبه روی عکس من در اتاق نشسته بود و می گفت:«من چطور به تو اجازه بدهم از کشور بروی؟ نکند بروی و همسر چهارم شوی یا اینکه تو را بفروشند» (می خندد) البته احمد را دیده بودند ولی چون ما آن زمان به زبان انگلیسی با هم صحبت می کردیم و پدر و مادرم به این زبان آشنا نیستند نمی توانستند با ایشان مستقیم صحبت کنند و من ترجمه می کردم.

من تا قبل از آشنایی با همسرم هرگز خارج از کشور هم نرفته بودم و همه خانواده ام نگران بودند ولی نمی دانم چرا من خیلی مطمئن بودم و نگرانی در وجودم نبود. من مستقیم به ایران نیامدم؛ ابتدا به ترکیه رفتم. ما در ترکیه دوست مشترکی داریم که مرا به منزل خود برد و پس از چند ساعت به تهران پرواز کردم و احمد در فرودگاه منتظرم بود و بعد هم عقد کردیم.

ما جشن عروسی نگرفتیم و الان کمی به خاطر این موضوع پشیمانم (می خندد) ولی اینها واقعا خیلی مهم نیست. من بعضی از دوستانم را می بینم که عروسی های خیلی مجلل و پرخرج داشته اند اما یک سال بعد طلاق گرفته اند.

بیوگرافی احمد نجفی

سفر تابستانی ما به کی اف

دانیال نجفی:ما تابستان ها را در کی اف و در کنار مادربزرگ و پدربزرگم سپری می کنیم. کی اف پر هست از رودخانه و یکی از تفریحات ما چادر زدن کنار رودخانه هست. گاهی حتی دو یا سه هفته در چادر و طبیعت و در کنار رودخانه می مانیم که بسیار لذت بخش هست.

دریا:بچه هایم کنار این رودخانه بزرگ شدند و کلی خاطره از آن داریم.

احمد نجفی:وقتی کنار رودخانه هستیم یا بچه ها آنجا چادر می زنند کاملا از تکنولوژی دور می شویم؛ یعنی از برق و آنتن موبایل خبری نیست. غذا و ماهی را که از رودخانه می گیرند روی آتش می پزیم. همسرم خودش هم از بچگی همراه خانواده کنار این رودخانه چادر زده اند و کلی از این مکان خاطره دارند.

دریا:این منطقه حدود ۴۰ کیلومتر از شهر کی اف دور هست؛ البته در زمان کودکی ما با قایق به آن منطقه می رفتیم ولی الان دیگر همه تنبل یا پولدار شده اند و با ماشین کنار رودخانه می روند. منطقه ای زیبا و بکر هست و ماندن در آنجا حس آرامش به انسان می دهد.

تلاش برای ورود به تیم ملی نوجوانان بسکتبال

احمد :دانیال و شایان خیلی به بسکتبال علاقه دارند. دانیال که به صورت جدی این رشته را دنبال می کند و برای ورود به تیم ملی نوجوانان هم تست داده که امیدواریم به زودی خبر های خوبی به ما برسد. فعلا حدود ۸۰ نفر انتخاب شده اند و ما امیدواریم و دعا می کنیم دانیال هم در انتخاب نهایی باشد.

دانیال نجفی:به خاطر علاقه ام به بسکتبال همیشه تمرین می کردم و وقتی دبستانی بودم کلاس بسکتبال می رفتم که بعد کلاس را رها کردم سراغ فوتبال رفتم ولی بعد از مدتی باز هم به کلاس های بسکتبال در باشگاه انقلاب رفتم و تمرین های شخصی هم زیاد داشتم. پیشرفتم بد نبود و قد و فیزیک بدنی ام هم برای این ورزش خوب هست. در تست های ابتدایی انتخابی تیم ملی شرکت کرده ام و خیلی دوست دارم موفق شوم.

احمد :این قد و قامت البته بی مشکل هم نیست و ماشاالله پای دانیال ۴۸ هست که ما برای پیدا کردن کفش برایش مشکل داریم. (می خندد) معمولا عمه اش از آمریکا برایش کفش می فرستد چون اگر هم اینجا کفش ورزشی با سایز بزرگ پیدا شود، خیلی گران هست.

بچه های احمد نجفی

همسر احمد نجفی

بچه هایم با ملاحظه هستند

احمد نجفی:بچه هایم خیلی باملاحظه اند و خرج تراشی نمی کنند. من گاهی می شنوم که والدین می گویند بچه های امروز خیلی پرتوقع شده اند اما واقعا بچه های من این طور نیستند. بچه های من هم کامپیوتر و لوازم ضروری زندگی امروز را نیاز دارند که خب، طبیعی هست اما واقعا اهل توقعات بالا و خرج گذاشتن روی دست من و مادرشان نیستند. من هرگز از بچه هایم نشنیده ام که به من یا مادرشان بگویند:«چرا فلان چیز را نداریم؟» یا «چرا فلان چیز را برای مان نمی خرید؟» خدا را شکر مادرشان خیلی خوب تربیت شان کرده هست.

از اوکراین خرید می کنیم

دریا:ما اکثر خریدهای مان را از کی اف می کنیم. سه ماه در سال آنجا هستیم و موقعیت خوبی در اختیار ما قرار می دهد تا چیزهایی راکه نیاز داریم از همان شهر تهیه کنیم. من از همسرم ممنونم که از ابتدای ازدواج مان این موقعیت را برایم فراهم کرده تا در سال چند ماه در شهر خودم و در کنار خانواده ام باشم چون واقعا بدون کشورم و بدون حضور در کنار خانواده ام نمی توانم زندگی کنم. نیمی از وجودم متعلق به آن کشور و خانواده ام هست.

احمد :بچه ها تعطیلات تابستان را کنار پدربزرگ و مادربزرگ شان سپری می کنند. قطعا آنها هم این حق را دارند که نوه ها و دخترشان را ببینند و در کنار آنها باشند. در مورد خرید هم باید بگویم واقعا آنجا هزینه ها کمتر هست و شاید نصف اینجا باشد. همسرم هم در خرید خیلی بادرایت هست و اغلب در حراج ها با دقت خرید می کند.

اهل سینما و تئاتر هستیم

دریا:بچه ها به تئاتر و سینما علاقه دارند و یکی از تفریحات تابستانی مان تماشای تئاتر و فیلم در سینماست؛ حتی گاهی تئاترهای خوب را چند بار تماشا می کنیم.

احمد :در کی اف حتی تئاترها و کنسرت هایی مخصوص بچه ها اجرا می شود که شایان می تواند از این نمایش ها استفاده کند. بسیار خوشحالم که بچه هایم از این تفریحات فرهنگی استقبال می کنند و به جنبه هایی که خودم علاقه دارم نزدیک می شوند.

دریا:من از سه سالگی با مادرم به تئاتر و اپرا می رفتم. به نظرم این مهم هست که من همیشه به یاد دارم که با مادرم به تئاتر و اپرا رفته ایم و دوست دارم بچه هایم هم همیشه این خاطره را با خود داشته باشند.

کی اف؛ شهری در پارک

دریا:چیزهایی که در ایران شاید نداشته باشیم یا کم باشد و دل مان برای شان تنگ شود به نحوی در کی اف جبران می کنیم. شهر تهران طبیعت سرسبز کمی دارد یا هوا آلوده هست و موزه ها در این شهر کم هستند اما شهر من پر از موزه و پارک هست و در قلب طبیعت بنا شده و هوای خوبی دارد.

احمد :اصلا معروف هست که می گویند همه شهر ها پارک دارند اما کی اف در پارک ساخته شده هست.

به موزه جنگ اوکراین حسادت می کنم

احمد نجفی:همان طور که همسرم اشاره کرد، شهر کی اف پر از موزه های تخصصی هست. یکی از موزه های آنها موزه جنگ هست که من وقتی می بینم اذیت می شوم. آنها چهار سال جنگیده اند و موزه ای به این عظمت و زیبایی دارند ولی ما که سابقه هشت سال دفاع را داریم هنوز موزه ای آبرومند در این زمینه نداریم. من هر سال موزه جنگ اوکراین را بازدید می کنم اما در خرمشهر وقتی از جلوی موزه دفاع مقدس رد می شوم، غصه می خورم. به تازگی شنیده ام قرار هست باز هم یک موزه دفاع مقدس ساخته شود که امیدوارم این خبر صحت نداشته باشد چون فقط حیف کردن پول مردم هست.

آرزویم برای همسر و فرزندانم سلامت هست

احمد نجفی:بزرگ ترین آرزویم برای همسر و فرزندانم سلامت هست چون همه چیز بر پایه سلامت هست و بقیه مسائل با داشتن آن حل می شود. سالم که باشید می توانید به اهداف تان برسید، کار، پول و درآمد داشته باشید و به آرزوهای تان هم دست یابید. من هر شب برای سلامت خانواده ام دعا می کنم و از خدا برای شان تندرستی می خواهم.

دریا:آرزوی من هم برای همسر و فرزندانم سلامت هست و دوست دارم بچه هایم به اهداف و آرزوهای شان برسند.

اسم فرزندان مان بین المللی هست

دریا:نام بچه ها را طوری انتخاب کرده ایم که بین المللی باشند و هم در کشور من و هم در ایران نام هایی آشنا محسوب شوند. اسم دخترم مریم همان ماریاست. یان هم یک نام روسی هست و ما نام شایان را برای پسر کوچکم انتخاب کردیم که در هر دو کشور اسمی متداول هست و اسم پسر بزرگم هم دانیال هست که این اسم هم در هر دو کشور وجود دارد.

احمد نجفی:سعی کردیم اسم بچه ها هم در هر دو کشور معنا داشته باشند و هم به سید بودن شان بخورد؛ مثلا نمی شد اسم شان را بگذاریم سید داستایوفسکی. (می خندد) به همین خاطر روی پیدا کردن اسامی خیلی دقت کردیم. توجه داشتیم اسم ها زیبا، خوش آهنگ و خوش معنا باشند و به سید بودن بچه ها بخورند و همچنین اقوام همسرم بتوانند اسم آنها را راحت تلفظ کنند. اسم هر سه فرزندمان را با هم انتخاب کردیم و در انتخاب شان مشارکت داشتیم.

به علایق بچه هایم اهمیت می دهم

احمد نجفی:هر پدر و مادری برای فرزندان شان برنامه هایی دارند و دوست دارند بچه ها گاهی ادامه دهنده راه آنها باشند؛ مثلا من خودم خیلی به موسیقی علاقه داشتم و دو سال هم در دوره دبیرستان موسیقی خواندم ولی به دلایل بچگانه موسیقی را کنار گذاشتم؛ مثلا یکی از دلایلم این بود که به حرف دوستم گوش دادم که به من می گفت تو مطرب شده ای!

در حالی که من موسیقی را به شکل حرفه ای و تخصصی می آموختم؛ به همین خاطر خیلی دوست داشتم بچه ها جذب موسیقی شوند ولی هیچ کدام علاقه ای نشان نداند. پیانویی را که در خانه مان می بینید از اوکراین و با زحمت به ایران آوردم اما بچه ها نسبت به یادگیری موسیقی هیچ وقت مشتاق نشدند و تنها شنیدن موسیقی را دوست دارند. واقعا دلم می خواست بچه ها نواختن ساز را یاد بگیرند اما وقتی دیدم خودشان دوست ندارند به هیچ وجه اصرار نکردم. کلا نه من و نه همسرم این طور نیستیم که چیزی را به بچه ها اجبار کنیم و همیشه به علایق شان احترام می گذاریم و از آنها در مسیر استعدادها و علاقه مندی های شان حمایت می کنیم.

وسوسه بازیگری نداریم

دانیال نجفی:شغل پدرم را دوست دارم و حتی دوست دارم بازیگری را امتحان کنم اما دغدغه این کار را ندارم و علاقه اصلی ام انیمیشن هست. در آینده ،فیلمسازی کاملا به انیمیشن متکی خواهد شد و همه چیز کامپیوتری خواهد شد.

مریم نجفی:من بارها به بازیگری فکر کرده ام و حتی اطرافیان و دوستانم از من می پرسند حالا که پدرت یک سینماگر هست چرا بازیگری را امتحان نمی کنی؟ واقعیت این هست که من هم مثل برادرم چندان دغدغه این کار را ندارم و نمی دانم در این زمینه استعدادی دارم یا نه؟ اما اینکه بازیگری را یک بار امتحان کنم برایم جذاب هست.

شایان نجفی:من هم بازیگری را دوست دارم ولی دلم می خواهد نقاش شوم.

 

احمد نجفی در برنامه دورهمی

فیلمهای سینمایی

من یک ایرانی‌ام (۱۳۹۳)
پایان‌نامه
دوازده صندلی (۱۳۹۰)
فیتیله و ماه پیشونی (۱۳۹۰)

خاک و آتش (۱۳۸۹)
شور شیرین (۱۳۸۸)
یک مرد، یک شهر (۱۳۸۶)
مسیح (۱۳۸۴)
بشارت منجی (۱۳۸۳)

شوریده
گرداب
هشت‌پا
سگ‌کشی
صدای سخن عشق (۱۳۷۹)
سایه روشن
هتل کارتن
کمکم کن
بالاتر از خطر (۱۳۷۵)
توفان شن (۱۳۷۵)
آخرین بندر (۱۳۷۳)

خط آتش (۱۳۷۳)
پناهنده (۱۳۷۲)
تاواریش (۱۳۷۲)
برخورد (۱۳۷۰)
تجارت
گروهبان (۱۳۶۹)
دندان مار (۱۳۶۸)

مرگ؛ پایان تلاش برای دوختن دهان مار سمی + فیلم

دسته بندی : عکس تاریخ : پنج شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶

مردی که تلاش کرد دهان یک مار را با نخ و سوزن بدوزد، جان خود را پای این کار گذاشت.

سرانجام مرگبار تلاش برای دوختن دهان مار سمی+فیلم

 گروه چندرسانه ای «تیتریک»، راننده هندی به نام” Bhola Nath” اهل بیهار هند یک
مار سمی را کنار جاده دید که بر اثر سرما بی حرکت روی زمین افتاده هست،
پس مار را برداشت و در جایی زیر نور خورشید شروع به دوختن دهانش کرد
غافل از اینکه مارهای سرما زده در گرما مجددا فعال و خطرناک می شوند.

این مرد کار دوخت و دوز خود را شروع کرد اما پیش از آنکه خیاطی‌اش به
پایان برسد توسط مار گزیده شد. مرد جوان پس از گزیده شدن به بیمارستان
منتقل شد اما هرچه می‌گذشت اوضاعش وخیم‌تر می‌شد تا اینکه در بیمارستان
جانش را از دست داد.

گفتنی هست؛ ” Bhola Nath” به خاطر علاقه به بازی با مارها میان هم محلی های خود شهرت فراوانی داشت اما این بار سرگرمی همیشگی‌اش بلای جانش شد.

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

انتهای پیام/

باشگاه رئال مادرید با جدایی رونالدو موافقت کرد!! + جزئیات

دسته بندی : عکس تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

به گزارش جام جم آنلاین ، صفحه نخست روزنامه های ورزشی دیروز اسپانیا مملو از اخبار مربوط به جدایی کریستیانو رونالدو از رئال مادرید بود.

در روزهای اخیر بحث بازگشت این پرتغالی ناراضی به منچستریونایتد بارها شنیده شده هست.

رئال در این فصل بسیار بد نتیجه گرفته هست، به طوری که اکنون در رتبه دوم جدول به سر می برد و حتی بیم آن می رود که سهمیه اروپایی فصل آینده را از دست بدهد.

بسیاری افت شدید را رئال را نتیجه افت شدید کریستیانو رونالدو می دانند، ستاره ای که در هفته های اخیر مدام به باشگاه پیام داد که دستمزدش باید برابر با دستمزد ستاره های بارسلونا و پاری سن ژرمن یعنی مسی و نیمار باشد اما پرز رییس باشگاه که از توقعات این ستاره ۳۳ ساله خسته شده به او پیام داد که هر جا بخواهد می تواند برود.

روز دوشنبه نشریه آس از خشم شدید رونالدو به خاطر بدقولی پرز پرده برداشت و از تمایل او برای بازگشت به منچستریونایتد خبر داد و دیروز نشریه رکورد نیز خبری در همین رابطه منتشر کرد مبنی بر اینکه رئیس باشگاه رئال مادرید به ژرژ مندس، مدیر برنامه های رونالدو اعلام کرده هست که می تواند پیشنهادات رسیده برای این بازیکن را بررسی کند و اگر او مایل به جدایی هست، مخالفتی با آن ندارند. 

ماجرای دیدار سردار سلیمانی و پوتین

دسته بندی : عکس تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

وحید یامین‌پور در برنامه جهان‌آرا از نماینده روسیه درباره صحت دیدار سردار سلیمانی و رئیس جمهور این کشور پرسید.

ماجرای دیدار سردار سلیمانی و ولادیمیر پوتین چه بود؟

 گروه چندرسانه ای «تیتریک»، اخیرا اخباری مبنی بر دیدار سردار سلیمانی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه منتشر شده هست که وحید یامین پور مجری شناخته شده در برنامه جهان‌آرا با حضور مهمانش به این موضوع پرداخت. 

یامین‌پور از نماینده روسیه به عنوان مهمان این برنامه درمورد صحت این خبر پرسید. او نیز با تایید دیدار انجام شده میان پوتین و سردار سلیمانی تاکید کرد رئیس جمهور روسیه به دنبال شخصی بود که به تمام موقیعت‌های منطقه اشراف کامل داشته و بر کار خود مسلط باشد.

برای دیدن فیلم اینجا کلیک کنید

انتهای پیام/

حکاکی‌های زیبای یک ایرانی بر روی برگ درختان + تصاویر

دسته بندی : عکس تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

نمونه‌هایی از حکاکی‌های زیبا بر روی برگ درختان توسط هنرمندی بااستعداد و خلاق ایرانی را مشاهده خواهید کرد.

گروه چندرسانه ای «تیتریک»، اکثر ما قادر به کشیدن نقاشی زیبا روی بوم نقاشی
نیستیم اما هنرمندانی در سراسر دنیا یافت می شوند از استعداد بالایی
برخوردارند و حتی می توانند روی برگ ها نقاشی بکشند.

هنرمندی ایرانی به نام امید اسدی که ساکن منچستر
انگلستان هست با استفاده از ابزاری همچون سوزن و ذره بین طرح های بسیار
زیبایی را با جزئیات آن روی برگ درختان می کشد و آنها را در معرض دید کاربران قرار می‌دهد و  هر بیننده ای با دیدن آن به وجد می آید.

این هنرمند خلاق که در گذشته قهرمان بوکس بوده در حال حاضر به نقاشی روی
آورده هست.  او که از دوران کودکی علاقه‌مند به هنر بود و نگاه متفاوتی به
آن داشت  با انتخاب  برگ‌های درختان به عنوان مواد اولیه‌اش و استفاده از 
تکنیک برش و حکاکی برای ایجاد فرم‌ها و شکل‌ها یک برگ را به قطعه هنری بی
نظیر تبدیل کرد.

در ادامه با ما همراه باشید تا با آثار زیبای این هنرمند ایرانی آشنا شوید.

نقاشی های خارق العاده هنرمند ایرانی روی برگ درختان 

 نقاشی های خارق العاده هنرمند ایرانی روی برگ درختان

نقاشی های خارق العاده هنرمند ایرانی روی برگ درختان

 نقاشی های خارق العاده هنرمند ایرانی روی برگ درختان

 

 نقاشی های خارق العاده هنرمند ایرانی روی برگ درختان

انتهای پیام/

کوچولوهایی که روی دوش بابا ورزشکار می شوند/ طنز صوتی

دسته بندی : عکس تاریخ : چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶

این روزها بعضی پدران ورزشکار برای آنکه بتوانند فرزندان خود را هم ورزشکار کنند مجبور هستند آنها را بر دوش گرفته و با خود به سر تمرین ببرند وتا بین آنان و ورزش ساییدگی بوجود بیاید.

گروه چندرسانه ای «تیتریک»، به نقل از کرج رسانه، این روزها بعضی پدران ورزشکار برای آنکه بتوانند
فرزندان خود را هم ورزشکار کنند مجبور هستند آنها را بر دوش گرفته و با خود
به سر تمرین ببرند و حتی بر روی دوش خود آنان را حمل کرده و از این رشته
به آن رشته ببرند تا هم بین آنان و ورزش ساییدگی بوجود بیاید و هم پی ورزش
را به تن مبارک بمالند.البته بعضی از فرزندان ناخلف هم هستند که هرچقدر این
پی را می مالند به جای ورزشکار بودن بسمت تجارت می روند و آب خنک را به
پدر می دهند.

طنز صوتی را از اینجا دانلود کنید

 

انتهای پیام/